ساقدوش میخواهم چکار

تاج سر  با گلهای یاس

رختی  از مریم عاشق

  تور   بر سرم   ناز شد

حلقه در  ریشه ی تو

 رنگ زر می خواهم  چکار

خانه ام  طواف جانت

قالی اش  شعر سخاوت

یک وجب  آرامش

یک بشقاب  دل خالی

برق چشمانت  یکرنگی

سینه ریز می خواهم چکار

گل سرخ جایش گم شد

لبخند زدم 

ستاره*** سیب  سفره ی پیوند مان شد

 

 سقف مهرم میشوی؟

سهم سیب میخواهم چکار

 آن هم

  برای تو...

 

 

 Ice Queen-3

 

هرچه میگذرد شرایط ازدواج مشکل تر از گذشته میشود.

طوری که جوانان یا بهتر بگوییم خانواده ها

میل به سر انجام دادن گلهای زندگیشان

نشان نمیدهند

از هزینه های سر سام آور مقدمات ازدواج گرفته تا نرخ مهریه و آوردن جهیزیه .

یک میلیون و هشتصد  هزار تومان برای آرایشگاه!!!

به راستی تفکرات این چنین لطمه به فرهنگ و اجتماع نمی زند؟

یا شایدم لطمه خوردیم ، و  به این روز افتادیم.!

بعد چه به سر این اجتماع خواهد آمد.؟ یا آمده؟

چرا همیشه فکر میکنیم فرصت هست

اما کو گوش شنوا

کاش قدرت داشتم

/کاش پَری رنگها بودم/

 رنگهای این چنین تفکرات را یک رنگی میزدم که

 دستهای در انتظار گرمای عشق زود تر یکدیگر را

بفشارند...کاش

 

 

   مبــــــــــــــــــــــــــــارکــــــــــــــــــــه