برفی تر از کوه های قطبی

مهمان اسکیموهای گیس بافته ی  سرخ رو

 و مرگ شعله ی آتش  

انگار

رو به رو  

کویر نیمه جان هم  به جنون  ِ من خندید

وقتی که رکابی ترین احساسم را در سرما به عمق  تن کشیدم

رو به رو تر

سرنوشت به وسعت چشمانت مرا مهیا میکند

چه زیبا

فلسفه ی وجود تو را می بافم

یک در میان و رج به رج

با مار ییچ های  اعجاز عشق

وقتی  که در شبهای بی ستاره*** هم نمیلرزم

رو به رو      تو.....

رو به رو     رو یای سفید

 

 

(نثر) 

عشق عمیق و خالصانه  

 همیشه حرارت بودن و ادامه ی زندگی را آسان میکند

و جاودانه تر.

عشقی که از تمامی روشنایی ها ؛  آفتا بی تر است.

 

و در مهتاب شبانه با آرامش ستاره ***ها  ؛

 نَفَس می کشیم.

و چال میکنیم  در چشمهای سیاه  آسمان شب

روز ی را که بی خنده گذشت...

روزی را که انتخاب نکردیم...

روزی را که روایت فتح ما نبود...

روزی را که در قاب هایمان می مردیم....

 به پایان میرسد...این روزها..

 

 

 

 

ر ___و به رو تو...

زمستان را از یاد نبریم