نقل خشکیده
عظیم ُ بی امان
مِحورانه پیکاری پدرانه حاشیه می بندد
در این تله ی گرفتار ِ سَمت ِ راًس
در پی ِ اعتلایی بَدَلی
آه مادر
یگانگی بحران شده را می بینی
گریه های پدران در این روزهای بی پسر را میبینی
نقل ِ خشکیده ی تحلیف می خیساند...
بی بوی گلاب بی هل و بادام..
ستاره***
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۸ ساعت ۹ ب.ظ توسط ★