کمی متفاوت

 

دوران کودکیم را به یاد میاورم.

یک روز با مادر به

یک مجلس مناسبتی رفتم..۶ یا ۷ سالم بود.

وقتی که فضای مجلس به اوج ملکوتی  و اوج

 آسمانی اش رسید.!!!ِ چراغ ها را خاموش کردند.

یا شایدم برای من روشن کرده بودند.!!

خلاصه وقتی چراغها خاموش شد ؛ فواره ای از گلاب روی

  حاضران پاشیده شد.همان لحظه من در ذهن کم رنگم

 تصور کردم اگر داخل این گلاب پاش کمی

 رنگ قرمز یا مشکی بریزند..و بعد چراغ هاروشن بشه؛

قیافه های این خانم ها چه شکلی میشه...و هر کسی

 بادیدن طرف مقابل چه عکس العملی نشون میده.

یا داد میزنند::خون...خون  امام حسین.. 

 یا دادمیزنند:: وای همه جهنمی شدیم.

صورت های ما سیاه شده.

آنقدر  از این فکر و تصور رفتار های آنها خنده ام گرفت ؛

 که وقتی چراغ ها را روشن کردند.

همه با چشم های قرمز و گریان  منو بر بر نگاه میکردند

 که چرا دارم میخندم...من هم توی دنیای رنگها...........

راستی چرا  در چنین مجلسی همه از رنگ قرمز و سیاه

 وحشت میکنند؟

ولی آن لحظه ای که یک شاخه گل قرمز از

 دست عزیز ترینمان میگیریم انگار دنیارا هدیه گرفتیم.

و پُر میشویم از رنگ نقره ای ناب.

و رنگ شب با ستاره ها...وای چه زیبا

چرا هر رنگ جای خاص ؛ اثر خاص و تصوری متفاوت

 در بین اندیشه های مردم دارد.؟

شاید باور های نسل به نسل باعث اینگونه

 تصور ها و برداشتهای غلط شده.

از دوستی یک بار سوال کردم .

اگر یک آقای با شخصیت و تحصیل کرده و

 با تمام امکانات که مورد قبول خانواده و خودت هست.؛

 روز خواستگاری یک جفت جوراب به رنگ بنفش

 با گلهای زرد به پا کنه تو چکار میکنی؟؟

هنوز لحظه ای نگذشته بود که چنان داد زد :

میگم نه...نمیخواهم.که من دلم به حال گلهای بنفشه

و خورشید زرد زیبا سوخت.

یا مثلا اگر  فردی که پر از علم و معلومات اسمانی و

غیر اسمانی!وقتی به جایگاه برای نطق  میرود

و همه چشمشان به جو رابهای قرمز

 فسفری رنگ ایشان بیفتد .....وای چه مجلسی...

رنگها با ما بازی میکنند یا ما بارنگها ؟

این لباس را انجا نپوش ..رنگش ضایع هست.

این دمپایی زرد را نپوش مگر دیوانه ای ؟

چون دمپایی های دیوانه ها زرد رنگ هست.

شاید خود ما بر اثر رفتار های متفاوت در مکانها و زمانهای

 مختلف معنی رنگها را      کاذب       ثبت کرده ایم.

رنگها درسته که از لحاظ علمی اثرات مربوط

به خودش را دارد. ولی رنگها جزء طبیعت هستند.

مثل رنگین کمانها.

مثل بالهای قشنگ پروانه ها.

میگویند برای خوب اندیشیدن باید خوب خواند   .

باید برای   درست اندیشیدن خوب یاد گرفت

ستاره *** شاید تو درست نمی اندیشی ؟

من همه ئ رنگها را دوست دارم..

مخصوصا رنگ زیبای مشکی.

با یک نقطه!!