ęʈДЯę

 

 از بلندترین پله های ارزوم سقوط کردم..یک سقوط ازاد بدون

   چتر نجات

چه لذت بخش بود..مثل پرنده ها-رها وازاد

حال دیگر امیدی  نداشتم   ارزویی نبود   چون صعودی بی مقصد .

..فانوس راهم شده بود

حال میروم    به عمق اندیشه هام   میشکنم پوسته های

 خشک زمین ذهنم را  ..هر چه پایین میروم 

 می جویم انچه هست.

.جوری دیگر میبینم و ژرفای زندگی را ارزو میکنم.

.به پایین میروم تا پرواز کنم--با بالهای اندیشه ام.

.با بالهای باورم    اون پایین رنگ خودمه..رنگ ستاره***